تبليغاتX
حرف زیبا ، الفبــای مهربانی
حرف زیبا ، الفبــای مهربانی
صفحه ای از شهرستان رامشیر
آرشيو مطالب
موضوعات مطالب
سایتهای دیگر

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

حرف زیبا

طـراح قالب
درباره وبلاگ
مشخصات فردی مدیر و تاریخچه
وبلاگ در قسمت پروفایل مدیر در
بخش آمار و امکانات وب
-------------------------------------
شايد كه روزی بگيری
در سايه سر و قدت
ای مهربان مهر خود را
چون سايه بان بر سرمن
محمدرضا

-------------------------------------

خداوندا
دعای مرا که به سوی توست،
بپذیر ، به ندایم توجه کن
به زاریم رحم آور و صوتم را
شنونده باش و رشته امید مرا از
خود مگسل و پيوند توسلم را
از خويش قطع منماى
زيرا كه تویى صاحب ،
رحمت پهناور و كرم سرشار

-------------------------------------

یا رب، چه خطاست از تو غافل بودن
دور از تو و در صراط باطل بودن

هشیار بود هرآنکه دیوانه توست
دیوانگی است شرط عاقل بودن

-------------------------------------

بنده همان به که ز تقصیر خویش

عذر به در گاه خدای آورد

ور نه سزاوار خداوندیش

کس نتواند که به جای آورد

-------------------------------------

پیوسته به چشم دل نظر باید کرد

وان گه به درون جان سفر باید کرد

خواهی که به زیر خاک خاکی نشوی

از حالت زندگان گذر باید کرد

-------------------------------------

بر جان وتن بیش بها میگریم

بر فرقت این دو آشنا میگریم

ای جان و تن به یکدگر یافته انس

بر روز جدایی شما میگریم

-------------------------------------

به اميد تو بسا شب که به روز کردم از غم
تو چرا نسيمت از من به سحر دريغ داري ؟
پيوندهاي روزانه
آمار و امکانات وبلاگ
لينک دوستان
قرآن
نهج البلاغه
پایگاه اطلاع رسانی حضرت امام خمینی رحمه الله علیه
سايت مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی سیستانی
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بهجت
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
خبرگزاری جمهموری اسلامی ایران
خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا
خبرگزاری قرآنی ایران
پایگاه اطلاع رسانی شهید دکتر مصطفی چمران
پایگاه اطلاع رسانی استاد شهید مرتضی مطهری
حضرت آيت الله مصباح يزدی
سایت تبیان
دوستي ( وبلاگی کاملا معنوی )
آینده روشن
زمــزمه محبت
پايگاه اطلاع رساني استاد حسين انصاريان
مسجد مقدس جمكران
اخلاقیات معلم « استاد ناجی شریفی »
باغ ادب (( استاد غبیشاوی ))
ديوان حافظ
کوچه های معرفت (( برادر عزيزم محمد آقاي گل ))
خاکی ( شاعر بزرگوار و برادر عزیزم مهدی منیعی)
چه فرقی می کنه
محبان مهدي
صوتي
سید محمد انجوی نژاد
(( روشن تر از آفتاب ))
علوم تجربی (( استاد شریفی))
رسانه رسمی باشگاه استقلال
شايد اين جمعه بيايد
وبلاگ شعر شهرستان رامشیر
گلهای رامشیر (تصاویر فرزندان شهر رامشیر )
علي ولي الله (( برادر گلم متين ))
عشق اسماني
معجزه عشق
يوسف گمگشته ((* يه بيقرار* ))
رندانــــه
رایحه وصال
چند حرف زيبا
ياهو
هیئت ضامن آهو شهرستان رامشیر
یاس (طهورا)
ره پويان
آهنگ
رامشیر ( موضوعات شهری و اجتماعی )
***
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
واليبــــال رامــشيـــــــــــر
حزب الله تبريز
جمعه هاي سوت و كور
عطر نرگس
صبح سفيد
هر گياهي كه از زمين رويد....
پخش مستقيم كربلا
پیاری بات
عبدالله
ترنم باران ،برادر عزیزم هادی
* در جستجوی بهار *
آقا حیدر گل (دوست مشفق و مهربانم )
سید صالح
حکمت و قسمت (مصطفی)
پخش مستقیم از حرم مطهر امام رضا (ع)
کلام نور (( محمدرضا ))
بچه های قلم
* کرانه ای که در آن خوب می پرم اینجاست *
روزنامه جمهموری اسلامی
روزنامه اطلاعات
روزنامه جام جم
روزنامه همشهری
روزنامه رسالت
روزنامه مردم سالاری
کیهان ورزشی
روزنامه نود
سایت رسمی باشگاه استقلال
سایت جامع غدیر
کانون هواداران باشگاه پرسپولیس
آپلود عکس
رضا کوچولو و خاطراتش
همه چیز در مورد رامشیر
بهمن علاءالدین (( مسعود بختیـــاری ))
کوله پشتی ( دبیر علوم اجتماعی)
تقویم انلاین
یــاوران ولایت
دنیای زیبا
کانون فرهنگیان
دانش آموزان کلاس اولی
گفتمان ( از رامشیر )
حسینیه ی قمر بنی هاشم شهرستان رامشیر
اول ضمیر غائب مفرد کجایی (( صالح))
رامشیر شهر من
وبلاگ شهدای رامشیر
ستاد بزرگداشت استاد شهید مطهری
عقیده صحیح
خاطرات معلمی بازنشسته (فاضل منیعی)
سایت خانواده اسلامی شمیم
شبهه
بچه های بازار قدیم رامشیـــر
بانوان نهضت سواد آموزي رامشير
قبــــــــر بی نشــــان
طراح قالب
محمدرضا
برای بدست آوردن دنیا دنبال این و آن راه نیفتید

به نام خدا

سلام علیکم

بسیاری از دوستان چه در نظریات خصوصی و چه در محله و خیابان و مسجد و محفل اصرار می کنند که چرا وبگاه را به روز نمی کنید . با  عذر خواهی از همه شما سروران گرامی مشغله زیاد است و فرصت اندک ، اما عزیزان حال این هم مطلب جدید ببینم شما که اینقدر علاقمندانه پیگیری می فرمایید چند نظر ذیل این مطلب منظور می فرمایید .

 

در تاریخ بحیره نقل شده است که چون امیر احمد بن اسماعیل سامانی بر سر عمر و بن لیث رفت و با یکدیگر رو به رو شدند ، آن روز در سپاه عمرو به غیر از همراهان تعداد هفتاد هزار سرباز مجهز و آماده وجود داشت . امیر احمد بیش از دوازده هزار مرد جنگ جو نداشت و با اندیشه و تزلزل در مقابل عمرو فرود آمد . عمرو چنان به سپاه مجهز خود مغرور بود که وقتی خوان سالار ( آشپز لشکر ) پیش آمده و گفت : غذا حاضر است و اجازه دهید غذا بیاورند و پس از صرف غذا به جنگ مشغول شوید !

عمرو گفت : اکنون این سپاه اندک را درهم می شکنیم و پس از آن غذا می خوریم . آنگاه سوار بر اسب شده  و به میدان رفت . از قضا اسب ، او را به میان سپاه امیر احمد برد . سربازان که چنان دیدند، عمرو را گرفته و به زنجیر بستند و سپاهش را در هم شکستند . امیر احمد دستور داد عمرو را در طویله ای زندانی کنند و تا سه روز برای او غذا نیاورند . روز سوم یکی از نوکران خود را دید ، به او گفت : سه روز است غذا نخورده ام و نزدیک است از گرسنگی بمیرم . نوکر بی درنگ از مهتر سطلی گرفته و غذایی تهیه کرد؛ سپس برای آوردن ظرف دیگری سطل را بر زمین نهاد و رفت . در این موقع سگی آمد و سر در درون سطل کرد و به خوردن آن مشغول شد . نوکر بازگشت و سگ را نهیب زد . سگ از وحشت خواست سر را از درون سطل بیرون آورد ، دسته سطل به گردنش افتاد و همچنان سطل را برداشته و فرار کرد. عمرو که آن منظره رادید خندید . امیر اصطبل پرسید : از چه می خندی ؟ گفت: از بی اعتباری دنیا خنده ام گرفت . سه روز قبل به من گفتند سیصد شتر وسایل آشپزخانه را حمل می کنند و هنوز نیمی از اثاث به زمین مانده است ؛ اکنون می بینم سگی غذای مرا برداشته و می برد !

خلاصه درباره بی وفایی دنیا بسیار خواندیم و شنیدیم و از باب نمونه به همین مقدار اکتفا می کنیم . شاعر چه نیکو سروده است :

این کاخ که می بینی گاه از تو و گاه از من         جاوید نمی ماند خواه از تو و خواه از من .. و الی آخر

بله عزیزان بیهوده دل به این دنیا خوش نکنیم . چه دوستی ها و چه رفاقتها ی صمیمانه ای که به خاطر مال دنیا به هم خورده و به کینه توزی و دشمنی و عداوت مبدل گشته است ؛  چه برادرهای صمیمی که بر سر جیفه بی ارزش دنیا چون درندگان خونخوار به جان هم افتاده و یکدیگر را به خاک و خون کشید ه اند .  و در پایان، کلام را مزین و صفحه را منور کنیم به فرمایش حضرت مولی الموحدین و امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام که می فرماید :

(( ایها الناس ایاکم  و حب الدنیا فانها راس کل خطیئه ، و باب کل سیئه ، و قران کل فتنه و داعی کل رزیه )) ای مردم از دوستی دنیا بپرهیزید که آن راز هر خطا و باب هر بلا و مقرون با هر فتنه و کشاننده هر مصیبتی است .



موضوع مطلب :
نوشته شده توسط محمدرضـــا | لينک ثابت |
افسانه یا حقیقت

به نام خدا

در داستانهای قدیم نقل کرده اند : که یکی از حکام ، شخصی را برای قضاوت انتخاب کرد و او را به شهری فرستاد . پس از اینکه یکسال از جریان گذشت قاضی از ماموریت خود بازگشت و به حاکم گفت : مرا از این شغل معذور دار . زیرا حقوقی که من دریافت می کنم در مقابل کاری که انجام نمی دهم بر من روا نیست .

چون حاکم جهت را پرسید ، قاضی در جواب گفت : در طول این یکسال کسی برای قضاوت به من مراجعه نکرد مگر این اواخر که روزی دو نفر برای حل و فصل دعوایشان به نزد من آمدند و چون موضوع نزاع را از آنها پرسیدم ، یکی از آنها گفت : من زمینی از این شخص خریداری کرده و سپس در آن زمین مشغول حفاری شده و گنجی در آن پیدا کرده ام . به این شخص مراجعه کردم و گفتم : این گنج مال تو است ، چون من زمین تو را خریداری کرده ام نه گنج تو را ، و این شخص از قبول گنج خودداری می کند و می گوید من زمین را با هر چه در آن است به تو فروخته ام .

اکنون این داستان حقیقت دارد یا افسانه است ، من نمی دانم ! ولی در این برهه و در این دوران ، با وضعی که ما در آن زندگی  می کنیم و با مشاهده ی این همه کلاه برداری ها و دزدی ها و نقشه های ماهرانه و شومی که مردم برای بدست آوردن و یا بهتر است بگوییم ، برای ربودن اموال و حتی در بسیاری از اوقات ربودن شغل یکدیگر، می کشند ، امثال این داستانها برای ما به شکل افسانه جلوه می کند !

باور و قبول بفرمایید که بیش از حد تاریک بین نیستیم ، اما با وجود این همه موارد نظیر  کلاه سر همدیگر گذاشتن ، زیرآب زدن و زیر پای دوستان و همکاران را خالی کردن ، تقلب ، نبودن عدل و انصاف ، نداشتن وجدان ، و ... دشوار است باور داشته باشیم  که در نقطه ای ازاین جهان کنونی ، صلح و صفا و عدالتی وجود داشته باشد .

خریدار درهنگام خرید جنس اطمینان ندارد که جنس سالم و بی عیب و نقصی خریده و فروشنده مطمئن نیست که هزینه کالای فروخته شده را از مشتری بستاند . امان از چک و سفته های بی محل که موجب سلب اعتماد همگانی شده و سوء استفاده هایی که سبب کمبود ضامن برای دریافت یک وام شده است .

کارفرما، در فکر آن است که چگونه می توان از کارگر بدبخت کار بیشتری بکشد و او را استثمار کند.کارگر هدفش آن است که هر چه زودتر زمان کاری خود را بگذراند و پولی بگیرد . نه کارفرما در فکر رعایت عدل و انصاف و حقوق کارگر است و نه کارگر با این اوضاع خود را مسئول انجام کار صحیح می داند .

نه شوهر به زن اعتماد دارد و نه زن خود را به اطاعت از شوهر و مراعات حقوق وی موظف می داند . عفت ، عصمت ، وظایف پدری ، مادری ، فرزندی ، خانوادگی و آداب معاشرت دینی یکسره از میان بسیاری از خانواده ها رخت بر بسته و ضع رقت باری برای آینده نزدیک در پیش است . دخترها و پسرها و چه بنویسیم متاسفانه حتی بسیاری از زنان و مادران جامعه امروزی ، چنان لجام گسیخته و بی بند وبار و عاصی شده اند که خود را جز شهوت وهوی و هوس تابع هیچ برنامه و قانونی نمی دانند ؛ و هر روز با وضع زننده تر و رسواتری خود را در انظار عمومی ظاهر می سازند . ریشه سعادت در حال سوختن است و اساس انسانیت متزلزل . صرف نظر از اینکه سعادت اخروی از انسان سلب می شود ، زندگی دنیوی هم چنگی به دل نمی زند .

به نظر خواننده گرامی چه باید کرد ؟ امیدوارم پاسخ ها و نظرات سازنده ، مدبرانه و بر آمده از خرد و اندیشه عزیزان باشد .

 



موضوع مطلب : انسان و انسانيت
نوشته شده توسط محمدرضـــا | لينک ثابت |
امام زمان و غفلت شیعیان

به نام حضرت حق

باز هم نیمه شعبان دیگری فرا رسید . همه در تب و تاب ، همه در جنب و جوش ، و همگان در جوش و خروش برای برپایی جشن ها ی ولادت مولودی فرخنده . البته نه اینکه بخواهم در وصف حضرتش مطلبی بنگارم و یا در باب آمدنش سخنی برانم . که قلم ناچیز مرا ، یارای زنده نگهداشتن یادش و توصیفی از جایگاهش  و شعر سرایی در مقام و منقبتش نیست.       هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب ، هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است .

جشن ها بر پا و همایش ها برقرار ، سالها یکی پس از دیگری می گذرد و ما تنها جشن می گیریم و آن عزیز در ورای پرده غیبت به سر می برد ، پرده ای که  آگاهی ها و دانستنی هایم کفاف درک و فهم و معنی آن را به من نمی دهد . نمی دانم ، شاید هم این غیبت همان غفلت من و ما باشد . غفلت جهانیان ، به خواب رفتن حق پویان و حقیقت پیشگان ، و حلقه زدن بر گرد هیاهوها و ترویج خرافات .

ای افسوس از این فرصت ها و ای دریغ از این روزها و ماهها و سالهایی که پشت سر گذاشتیم و تنها بر ساز و دهل کوبیدیم و مشغول کف زنی شدیم و فریاد بر آوردیم که :(( هرکس کف نزند دین خود را به مولا ادا نکرده)) !

فرصت هایی که می توانستیم مغتنم بشمریم و از آنها بهره ها ببریم و مباحثی در ارتباط با امام زمان خود و سازندگی های روحی و اجتماعی به مردم و جوانان ارائه دهیم و یا حداقل آنان را بدین راه و روش ترغیب و تشویق کنیم و نیک می دانیم که شبهات و مسائل گوناگونی پیرامون مسئله  (( غیبت ، انتظار و ظهور )) موجود است که می بایست به آن پرداخته شود ، روشنگری شود و توضیح و تشریح شود .

چه آمادگی در ما وجود دارد که امام زمانمان ظهور کند ؟ و کدام آمادگی در جامعه ما محقق شده که پذیرای ظهور منجی عالم باشد ؟ آیا همه باید منتظر باشند امام زمان بیاید تا پس از آمدنش دست از دروغ و مکر و حیله و جنایت بردارند ؟ متاسفانه عده ای تنها برای این آفریده شدند که تا انتقادی شنیدند و یا مقوله ای پیرامون اصلاح جامعه دیدند فورا بگویند : (( انتظار مدینه فاضله را نداشته باش )) . و اف بر چنین کسانی که از روی نادانی و ناچیزی چنین سخن می گویند ، که چنین افرادی جز حفظ کردن این جمله هیچ چیز دیگر در این دنیا یاد نگرفتند که برای عرضه کردن به دیگران در ذهنشان ملکه شده باشد . بعضی ها در عین اینکه معتقدند نباید دست روی دست گذاشت تا امام زمان روحی فداه بیاید جامعه را اصلاح کند ، در جهل و نادانی غوطه ور و هرگز نخواستند برای گریز از نابسامانی های دنیا ، یک قدم به پیش بردارند . منتظرند تا امام زمان (عج) بیاید و بگوید : مسلمان احترام همسایه ات را بگذار ، از دیوار خانه اش بالا نرو ، حرام نخور ، زیر آب نزن ، آبرو نریز ، نون کسی را قطع نکن  ، تهمت نزن ، کارهای نیک انجام بده و...  

جشن و چراغانی خوب است و مسلمین و به ویژه شیعیان می بایست شعف و شادمانی خویش را نمایان کنند و لیکن انتظار فرج که برترین عبادتهاست کف زدن و چراغانی نیست . عادت کرده ایم اصل ها را قربانی فرع ها کنیم ، پس چه کسی و چه زمانی باید مردم را به آمادگی علمی و عقیدتی فرا بخواند ؟

اما مگر بیدار می شوند برخی از این خفتگان بستر غفلت ؟ خفته را هم راحت می توان بیدار کرد ، اما آنکه خود را به خواب می زند هیهات اگر به این آسانی ها برخیزد .

من ابتدا خودم را سرزنش و شماتت می کنم که : امام زمان (( عج )) از پیروان و یاران منتظرش ، انتظار صلاح و اصلاح بیشتری دارد ، صادق آل محمد علیه السلام که ما مذهب خود را منتسب به ایشان می دانیم ، از ما توقع افزونتری دارد ، و براستی اگر (( دختر پیامبر )) امروز در جمع ما حضور یابد ، آیا رویمان می شود با این اعمال، این خود خواهی ها ، خود پسندی ها و خودنمایی ها ، حسادتها و کینه توزیها در محضرش حاضر شویم و سر از گریبان برداریم ؟  

 



موضوع مطلب : منجی
نوشته شده توسط محمدرضـــا | لينک ثابت |
شهادت

به نـــام خداوند مهربــان

شهادت مرگی است، انتخاب شده، مرگی كه انسان به سوی آن می‌رود نه آنكه به سوی انسان بيايد و اهميت و ارزش شهيد و شهادت نيز از همين جا سرچشمه مي‌گيرد. اگر چه گفته مي‌شود شيعه اگر در بستر هم بميرد، شهيد است، اما شهادت درجاتی دارد كه عالی‌ترينش جهاد در راه خداست.

    در دنيای پرفتنه امروز كه عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه‌ای كه مرزهای جغرافيايی، معنا و مفهوم پيشين خود را در ساختار جديدی از معرفت و تحول مبنايی در حيات بشری، رفته رفته از دست مي‌دهند و اقتدار ملی هر كشور در بعد فرهنگی آن جلوه و ظهور مي‌يابد، پاسداری از ارزش‌های فرهنگی، رويكردی واقع‌بينانه و استراتژيك خواهد بود. چنين است كه هر ندايی از رهايی و هر پرچمی از آزادگی در گستره گيتی، مورد هجوم توفان‌‌های زهرآگين اتحاديه جهانی زر و زور و تزوير قرار می‌گيرد.
در اين ميان، رسالت همه آنانی كه به عدالت، آزادی و رهايی می‌انديشند و به آرمان بزرگ پيامبران ايمان دارند، آن است كه از فرهنگ ايستادگی و وارستگی در اين تهاجم بی‌حساب با هر وسيله ممكن صيانت و پاسداری كنند و چه افتخاری بالاتر و زیباتر از این که  مردان و زنانی دلیر از همین سرزمین در این راه به فیض شهادت نائل آمدند . و براستی معنای شهادت چیست ؟

باری، هر معنايی كه داشته باشد، اين مفهوم را می‌رساند كه شهيد مرگ ويژه‌ای دارد، سوای مرگ‌های ديگر.
نخستين بار كلمه « شهيد » را پيامبر اكرم(ص) بر افرادی كه در راه خدا كشته می ‌شوند اطلاق كرده است. در روايتی می ‌خوانيم كه آن حضرت به يارانش فرمود: جراحكم فی سبيل الله و من قتل منكم فانه شهيد:
جراحاتی كه بر شما وارد می‌شود در راه خداست و هر كس از شما كشته شود، شهيد است.

 

فرموده اند : زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان کمتر از خود شهادت نیست .

اکنون برادر و خواهر بازدید کننده گرامی ؛

تقاضا می شود که به شکل جدی نقد و بررسی و راهنمایی بفرمایید که ، این جمله چه معنایی می تواند داشته باشد و چگونه می شود یاد و خاطره شهدای عزیز را زنده بداریم که ارزش این زنده نگهداشتن کمتر از خود شهادت نباشد ؟



موضوع مطلب : شهادت
نوشته شده توسط محمدرضـــا | لينک ثابت |
دعای کمیل
به نام خدا

به نظر من دعای کمیل یکی از زیباترین و صمیمانه ترین دعاهاست.یکی از بالاترین مناجاتها که از والاترین شخص بدست ما رسیده . باید در محفل دعای کمیل بنشینی و فراز و فرودهایش را بشنوی و بی اختیار با قاری دعا همراه شوی تا بنگری که در آن هنگام چقدر خود را به خدا نزدیک می بینی و قطرات سرد اشک را بر گونه های خویش احساس کنی و این چکیدن دلت را بلرزاند و خود را نورانی و آسمانی بیابی، کانه سبک شدی و هیچ گناهی نکردی . 
 
معارف و معانی دعاي كميل، والاتر از آن است كه در اين مختصر بگنجد.
 
دعای کمیل مولای متقیان (ع) از والاترین مضامین عرفانی برخوردار است و یک شاهکار است .دعای کمیل با مضامین ملکوتی و آسمانی اش انسان را هرچه بیشتر در راه عبودیت حق و عروج به عالم حقیقت با امیرمومنان و مقتدای سالکان همراه، و با زمزمه عاشقانه اش هزاران هزار دل پاک در مکتب دعا را با خدا پیوند داده است.از دعای كميل مي توان به عنوان مكتبی جامع و بحری عميق از مسایل عالی الهی، عرفانی و انسانی نام برد. به طوری كه در ميان ادعيه وارده از اين منابع فيض، اهل دل از دعای كميل به جهت دارا بودن مضامين عالی و عرفانی، به عنوان انسان الادعيه نام برده اند.
 
عارفان عاشق، و عاشقان عارف، بیدار دلان منصف، و شایستگان به حقایق متصف، جایگاه دعای کمیل را در میان همه دعاها چون جایگاه انسان در میان همه موجودات می‏دانند، چنانکه انسان را اشرف خلایق به حساب می‏آورند، دعای کمیل را اشرف همه دعاها می‏شمارند و از آن تعبیر به انسان الادعیه می‏کنند .
نظر و رای دقیق علامه کم نظیر، محقق خبیر، حدیث‏شناس آگاه حضرت مجلسی بر این است که دعای کمیل بهترین دعاست .
مجلسی بزرگوار در کتاب «زادالمعاد» ، به نقل از کتاب «اقبال‏» سید بن طاوس می‏نویسد: کمیل گفته: روزی در شهر بصره خدمت مولایم علی علیه السلام نشسته بودم، سخن از شب پانزدهم شعبان به میان آمد، حضرت فرمود: هر آن که شب را به عبادت احیا بدارد، و دعای حضرت خضر را بخواند یقینا دعایش مستجاب می‏شود، وقتی حضرت به منزل بازگشت، خدمتش مشرف شدم، چون مرا دید فرمود: برای چه کاری آمده‏ای؟ گفتم به طلب دعای خضر به حضورت آمده‏ام . فرمود: بنشین، سپس به من خطاب کرد: ای کمیل هنگامی که این دعا را حفظ کنی در هر شب جمعه یا ماهی یکبار، یا سالی یکبار، یا به عمر یکبار بخوان، خواندن این دعا تو را از شر دشمنان کفایت می‏کند، و یاری می‏شوی، و روزیت می‏دهند، و گناهانت آمرزیده می‏شود .
ای کمیل طول مصاحبت و خدمتت‏سبب شد که تو را به چنین نعمت و کرامتی سرافراز کنم، سپس فرمود بنویس و دعا را به من تلقین فرمود .
عالم ربانی، مناجاتی عارف، مرحوم کفعمی، در کتاب باعظمت مصباح صفحه‏555 می‏نویسد: امیرالمؤمنین علیه السلام این دعا را در حال سجده قرائت می‏کرد! !
خواننده این دعا در شب جمعه پس از رعایت‏شرایط دعا بهتر است دعا را به سوی قبله، و با بدنی فروتن، و دلی خاشع، و نیتی خالص و چشمی اشکبار ، و صدایی محزون قرائت کند، بدون شک دعا با چنین کیفیت‏به مقام اجابت نزدیک، و ظهور آثارش حتمی است .

چشم اشکبار در پیشگاه حضرت حق از اعتباری عظیم، و ارزشی والا برخوردار است، و اشک چشم، و گریه با سوز، سبب آمرزش گناه، و خاموش شدن آتش غضب رب، و عامل جذب رحمت‏حق به سوی گریه کننده است .
از حضرت صادق علیه السلام روایت‏شده: چیزی نیست مگر اینکه برای آن پیمانه و وزنی است جز گریه، قطره ای از آن دریاهائی از آتش را خاموش کند، هنگامی که چشم اشکین شود، چهره تیرگی و خواری نبیند، و چون اشک روان گردد، خدا آن را بر دوزخ حرام گرداند، به راستی اگر در امتی یک گریان باشد، همه مورد ترحم قرار گیرند .
و نیز آن حضرت فرموده: هر دیده‏ای در قیامت گریان است مگر سه دیده، دیده‏ای که از آنچه خدا حرام کرده بر هم نهاده شده، و دیده‏ای که در راه خدا بیداری کشیده، و دیده‏ای که در دل شب از بیم خدا گریسته .

ترجمه دعا در ادامه مطلب


موضوع مطلب : دعای کمیل
نوشته شده توسط محمدرضـــا | لينک ثابت |
پارس تا خــزر

                            از  پارس تا خزر، ایران نشسته است                     

 

                            این شیر، پنجه دیوان شکسته است                     

البــرز جلـوه ای از اقتـــدار مـاســت                 در بازه های عشق در اختیار ماست

 

در این فلات سرخ , با این تبار سبز                 رویـد زهــر کـــران , آینــده ای سپـیـد

 

ای افتخار شرق , در بام این جهان                  پیچیــده نــــام تـــــو , گل واژه امیـــد

 

هنــگـــام حــادثه , مـا تیـر آرشـیم                  سختی چو هیمه و ما همچو آتشیم

 

شـــرم سیـــاوش و فــــــر تهمتنیم                 نقش درفش خاک با عشق می تنیم



موضوع مطلب :
نوشته شده توسط محمدرضـــا | لينک ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي